فرزندان آینده ی سوق(قسمت اول)
اگر بخواهیم تحلیلی جامعه شناختی از این مساله داشته باشیم به راحتی به این نکته پی می بریم که واقعیت هایی که ملموس هم هستند هرچند بسیار تلخ اما به سادگی و با قدرت فراوان بر بام اندیشه های این نخبگان سایه افکندند .
قدری تامل در موارد زیر شاید روزنه ای بر افق نامعلوم فرزندان آینده ی سوق بگشاید.
۱- توجه به اصل وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت
در یک نگرش سطحی و بررسی کلی و مقدماتی به این نتیجه می رسیم که شهر سوق ترکیبی است از طوایف و اقوام مختلف که همگی قابل احترام وبندگان مخلوق خدایند.در حال حاضر بیش از پانزده طایفه ی بزرگ و کوچک در این شهر زندگی می کنند .
انچه مسلم است این نکته است که باید در عین حفظ هویت قومی و فامیلی خود برای هویت خاک و سرزمین خود نیز ارزش و اهمیت قائل شویم ودر جهت ارتقای سطح عمومی زندگی خود و سایر همشهریان با تمام توان گام برداریم .و توجه کنیم که
هرچه باشد سوقی -سوقی است
۲- توجه به اصل بهداشت فرهنگی -فکری
نمی دانم چرا و لی هرچه بیشتر بررسی می کنم بیشتر تاسف می خورم که چرا فرهنگیان باتجربه و سابقه ی زیاد سوق که مربیان بسیار موفقی بودند و موفقیت آنها به حدی بود که شهر سوق را از نظر پذیرفته شدگان کنکور در استان زبانزد کرده بود اکنون یا گوشه ی عزلت گرفته اند یا در شهر های همجوار مشغول به کارند . در حالی که فرزندان و اقوام خودشان در میدان خطر آسیب های اجتماعی روز با ضریب خطر های مختلف روزگار سپری می کنند.
قبول کنیم که دلیل اصلی نابسامانی های جوانان فعلی از مصرف مواد مخدر و سیگار گرفته تاروابط نامشروع و غیر اخلاقی و غیر دینی و تربیت اجتماعی و... همه از کم کاری فرهنگیان از یک طرف و سهل انکاری بزرگتران که فقط نان آبروی بزرگی خود را می خورند نشات می گیرد.امروز متاسفانه جمع کثیری از فرزندان آینده گرفتار افکار پوچ و اندیشه های غیر دینی که خواسته یا ناخواسته از افرادی که میکروب های فکری جوانان هستند می باشند.
قبول کنیم افرادی هستند که مغرضانه اندیشه های دینی جوانان را زیر سئوال می برند و با تمسخر آنان که حضور فعال در مساجد دارند فضای مسموم و غیر خدایی را در بین خیلی از جوانان حاکم کرده اند.
آگاه باشیم : زمانی که افراد هویت فرهنگی خود را از دست بدهند در هیچ کدام از ابعاد زندگی موفقیت دائمی کسب نخواهند کرد..
۳- توجه به اصل خدا محوری ادامه دارد