ساکن شهر انتظارم

میان طلوع وغروب حیران

از ترنم سجده های سرخ

بر پیشانی آفتاب

امروز

دل ودست و پا شکسته

وخیل نیزه شکسته ها بند

چون بر با ورشان نشست

آیه ی زیارت نور

از کوچه های آسمان

***

دیروز

 ظهر عطش

زمین و زمان

در گرمای عشق تو سوختند

به بهانه سراب

و امروز

فرزندان خلاف خیابان

چشم به تالار شفای تو دوختند

در ترانه آب مولا جان

شرح هجران مراخون جگر می بخشد

باده ی وصل مرا بوی پدر می بخشد

من به یاد تو چه می گویم و هی می گویم

این بار زیر سایه سار گل نرگس می گویم

ضیمران خو نسترن رویا سمن بو عبهرین مو  جعفری خون است این والای بی همتای نرگس

 چشم نیلوفر به ره در انتظار تکیه گاه است پاس می داریم ازجان لاله ی حمرای نرگس

این شمیم دلکش پیچیده در ابریشم پاک ولایت ناز دار باغ ختمی مرتبت زیبای نرگس

 و چه زیباست وزیدن رایحه ی ظهور بر ساحل آرزو ها

میلاد مولود عشق مبارک